على اصغر حلبى

174

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

جعفر صادق ( ع ) به اشكال مىتوان پذيرفت . « 1 » اما همين اندازه روشن است كه او وجود واقعى داشته ، چه مورّخان و متكلمان گوناگون با وجود اختلاف عقيده و مشرب خودشان ، از او ياد كرده‌اند و او را مبتدعى خطرناك توصيف كرده‌اند . از آن جمله از قول خود او نقل كرده‌اند كه وى پذيرفته است كه احاديث زيادى جعل كرده ، تقويم را تغيير داده ، و با پرسيدن سؤالات ماهرانه‌يى در باب عذاب انسان و عدل الهى مايهء انتشار عقايد مانوى گرديده است . همين طور گفته‌اند كه وى عالم را ابدى مىدانسته است و به تناسخ اعتقاد داشته . ابن اثير در وقايع سال 155 ه . ق . مىنويسد : چون يقين كرد كه او را خواهند كشت ، گفت : « هر كار مىخواهيد بكنيد كه من كار خود را كرده‌ام ، زيرا چهار هزار حديث برساخته‌ام كه در آنها حرام را حلال و حلال را حرام كرده‌ام ، و هم به خدا سوگند كه روز صيام شما را به افطار و روز افطار شما را به روزه گرفتن واداشته‌ام . . . » « 2 » همين طور ، به عبد الكريم بن العوجاء بن نويرة الذهلى كه بدست محمد بن سليمان حاكم كوفه كشته شد ، نسبت مىدهند كه به هنگام حجّ يكى از ائمّهء شيعه را مخاطب ساخته و اين سخنان را گفت : « ألا كم تلوذون بهذا المدر و تدوسون حوله هرولة البعير إذا نفر ؟ و من فكر فى هذا علم أنّ هذا فعل سفيه غير حكيم و لاذى نظر . و قل و انت رأسه و ابوك كان رأسه و نظّامه ! » يعنى : « هان ، تا كى به اين مشتى سنگ و گل مىپناهيد و اين خرمن را مىكوبيد و شتروار بگرد آن هروله مىكشيد ؟ و هرگاه كسى در اين بينديشد مىداند كه اين كار نادان است نه كار داناى تيزبين . و تو ( اين حقيقت را بمردم ) بگوى كه پيشواى اين مردمى ، و پدرت پيشوا و پايه‌گذارش بوده است « 3 » . » ابو الفتوح رازى در تفسير آيهء « وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى . . . » ( نساء ، 4 / آيهء 142 ) آرد : « گفت چون برخيزند [ براى گزاردن نماز ] كسلان‌وار برخيزند ، و نيز براى رياى مردمان نماز كنند ؛ و اين صفت منافقان باشد كه آنچه كنند از عمل ، براى خدا نكنند ريا كنند براى آنكه ايشان اعتقاد ثواب و عقاب ندارند براى دفع مضرّت كنند . چنان كه از عبد الكريم بن ابى العوجاء حكايت كردند كه كسى او را ديد كه نماز نيكو مىكرد . او را

--> ( 1 ) . - كلينى ، الاصول من الكافى ، 1 / 71 ، على اكبر غفّارى ، اسلاميّه ، كه اين ملاقات را ياد كرده است . ( 2 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، 6 / 7 ، تورنبرگ « فلمّا ايقن انّه مقتول قال : و اللّه لقد وضعت اربعة آلاف حديث حلّلت فيها الحرام ، و حرّمت فيها الحلال . . . » . ( 3 ) . علّامهء مجلسى . بحار الانوار ، 5 / 111 - 112 ، چاپ كمپانى .